بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

یکی یدونه دخمل خونه

آمدن مامانی وچند تا عکس

1390/10/13 21:03
نویسنده : میثم ومینا
561 بازدید
اشتراک گذاری

دوباره سلام

مامانم بالاخره از سفر برگشت البته ٢ روز میشه که اومده ولی من الان نوشتمنیشخند.خوب چی میشه.

بله مامان جون اومد و من هم راحت شدم دیگه تند تند نمیرم خونشون برای ناهار و شام دادن به داداشم .مامانم برای بیتا یه لباس خیلی خوشگل اورده واقعا دستش درد نکنه ولی وقتی خواستم تنش کنم یه کمی براش بزرگ بود .ولی خب عیبی نداره چند وقت بعد تنش میشه

بیتا از دیدن مامانم خیلی خوشحال شدو سریع پرید تو بغلش

امروز هم که اتفاق بدی افتاد میدونید چی شد باباش که از اداره اومد رفت دستشویی که دست و صورتش رو بشوره بیتا رو ندید که با دستای کوچولوش کنار در رو گرفته و برای اینکه بیتا پشت سرش نره دستشویی(اخه بیتا عشق حموم و اب بازیه ) در رو بست و دست دخملمون لای در موند و خدا میدونه که چه جیغ بلندی کشیدwww.smilehaa.org ...زود بغلش کردم .بعد از کمی گریه کردن اروم شد و باز مثل همیشه که میخواد خودشو برامون لوس کنه مثل گربه پرید تو بغلم و صورتش رو به صورتم مالوند وای که چه حس خوبی داره ادم میگه همش خودشو لوس کنه.بعد هم که رفت تو تختش و گرفت خوابید.

بعدشم که دیگه اتفاق خاصی نیوفتاد که بنویسم پس بای بای

دوستای خوب و گلمون چند تا عکس تو ادامه مطلب هست که اگر دوست داشتین میتونین ببینین

                                  

         

   

 

                

      

        

         

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان حنا
14 دی 90 4:59
الهی قربونت برم خوشگلم نازم عمرم
ماشالله چه ناز شدی خانوم شدی اشکم دراومد به خدا دلتنگتم بی وفا امسال چرا نیومدی
مامان بیتا جون عکسای جدید گذاشتم بیا نگاه کن


مرسی خاله جونش قسمت نشد انشاالله شما میاین همدیگرو میبینیم
باشه اومدم
آیدا
14 دی 90 8:03
جیگرشو این عکس آخریه چه نازه


فدات شم خانمی نازی از خودته
محدثه
15 دی 90 13:50
وای چه لباس خوشرنگیدست ما مانی درد نکنه


قربونت قابل شما رو نداره
مامان چشم عسلي
20 دی 90 22:18
سلام
الهي چيزيش كه نشد ؟وقتي اشكشون درمياد روح از تن آدم جدا ميشه كاش بيشتر مواظب نازگلامون باشيم لپ خوشگل بيتا جونو بوسه بارون كنيد


نه عزیزم الا بهتره..........اره گلم قبول دارم